غصه ام جانسوزتر از حرف هاست
حنیف طاهریپسندیدن2
بازدید600+
غصهام جانسوز تر از حرف هاست غصهی اصلی ز بعد مصطفی است خانهی ما خالی از جانانه بود در عزای مصطفی غمخانه بود اشک ریزان بود چشم زینبین همچُنان چشم منو چشم حسین ناگهان دلشوره بر جانم فِتاد گوییا عالم زِ حرکت ایستاد ناگهان باب عِداوت باز شد کینه توزی با علی آغاز شد وه چه این بی حرمتیها زود بود مادرم در هالهای از دود بود حبل بر حبل المتین انداختند مادرم را بر زمین انداختند فغان من رفت به چرخ نیلی تو افتادی ز زضرب سیلی تماشا نداره زمین خوردن، زن تماشا نداره توی شعله، سوختن تماشا نداره، تماشا نداره آخه حیا ز حقِ، نمک نکردند نگاه کردن، کمک نکردند