غرورم له شده مثل بدنت
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن4
بازدید2.7K
غرورم له شده مثل بدنت همه چی رو بردن با پیراهنت سرمو شکستن مثل سر تو همونطوری که تورو زدنت (چوبِ مَحمل و سرِ من، چوبِ نیزه و سرِ تو)۲ از تو قتلگاه میرسه، نالههای مادرِ تو (آتیشِ خیمهها، از معجرم گذشت... از حالِ من نپرس، آب از سرم گذشت)۳ غرورم له شده مثل بدنت همه چی رو بردن با پیراهنت سرمو شکستن مثل سر تو همونطوری که تورو زدنت (چوبِ مَحمل و سرِ من، چوبِ نیزه و سرِ تو)۲ از تو قتلگاه میرسه، نالههای مادرِ تو (آتیشِ خیمهها، از معجرم گذشت... از حالِ من نپرس، آب از سرم گذشت)۲ داغت آتیش زده روی جیگرم کجایی که تا شد دیگه کمرم توی دلِ صحرا، تک و تنها آخه یتیماتو کجا ببرم (رفتی و ندیدی چی شد! مَحرمی نمونده برام)۲ تکیهگاهم اما حسین، بدجوری میلرزه پاهام (جامونده دخترت از پشتِ قافله)۲ من گریه میکنم میخنده حرمله (آتیشِ خیمهها، از معجرم گذشت)۲ از حالِ من نپرس، آب از سرم گذشت آتیش خیمه ها، از معجرم گذشت