غرق دنیا شده بودیم
حاج مهدی سلحشورپسندیدن2
بازدید1.8K
غرق دنیا شده بودیم چو خواندی ما را از کَرَم بر سر این سفره نشاندی ما را من کویرم که پر از قطرهی باران شدهام بر سر سفرهی احسان تو مهمان شدهام گفته بودی که بیا دست تو را میگیرم آمدم تا که بگویم ز خودت دلگیرم آمدم تا که بگویم ز سرم آب گذشت همهی عمر منِ شبزده در خواب گذشت تو خطاپوشی و سَتّار الهی العفو آمده عَبد گُنَهکار الهی العفو رو سیاه آمدهام روی سپیدم بکنی آمدم توبه کنم تا که شهیدم بکنی بدم اما نکند خانه خرابم بکنی با غم دوریِ ششگوشه عذابم بکنی دلم از دوریِ ششگوشه پر از آه شده مرهم زخمِ دلم مرثیهی ماه شده کوه با قامت خم آمده پیش دریا پر شده علقمه از عطر حضور زهرا برخیز علمدار سپاهم عباس رفتی و بعد تو بی پشت و پناهم عباس خیز و بنگر که حرم بعد تو غوغا شده است این همه تیر چگونه به تنت جا شده است بعد تو چشم حرامی طرف خواهر رفت رفتی و باد سیاهی طرف معجر رفت به لب خشک علمدار الهی العفو آمده عَبد گُنَهکار الهی العفو