عمو حسین
محمدحسین حدادیانپسندیدن100+
بازدید9.7K
منو اشکای جاری با زخمای کاری میدونم که به جز من دیگه هیشکی و نداری میرم تا کوچه تکرار نشه با سیلی رقیه از خواب بیدار نشه با سیلی سنگدلا و آیینهی من کربوبلا شده مدینهی من رُو سینهی تو جون میدم که قاتل پاش رو بذاره روی سینهی من وای، وای، وای، عمو حسین ... میخونم صدوده بار ذکر حیدر کرار میشه دستای من امروز مثل دستای علمدار میبینم از زخمای تنت خون میره میبینم که بالای سرت شمشیره گفتم از تلِّ زینبیه لبیک به هَل مِن ناصر تو یا اباعبدالله توی گودال عبدالله میشه زائر تو وای، وای، وای، عمو حسین ... چی بگم من از امشب اَمون از دل زینب میبینه تنِمون رو دیگه زیر سُم مرکب میسوزه صحرا از سوز آه زینب میسوزه تُو آتیش خیمهگاه زینب تو کجا و رمل بیابون مگه نگفتی بَضعةُ الرسولی؟ مادرت میگه یا بُنَیَّ نیمهی شب پای تنور خولی وای، وای، وای، عمو حسین ...