عمو جون ماه تو خونی شد
کربلایی نریمان پناهیپسندیدن9
بازدید4K
عمو جون ماه تو خونی شد فدای تو این جوونی شد بیا پیشم ای امام من که قاسم هم آسمانی شد تو خاک و خون افتادم و هی تورو میزنم صدا خوشحالم از این که سرم میره به روی نیزهها شده پرپر شاخ شمشادت روی خاکه تازه دومادت دو چشمم گریونه با یادت عمو جانم، ای عمو جانم ***** دوباره توی دلم غوغاست روی گونهام اشکای باباست پیش چشمام روضهی بازه جسارت به مادرم زهراست بغضم ترک خورده عمو، قرارمو برده عمو کرب و بلات مدینه رو به یادم آورده عمو بازم اینجا کوچه وا کردن توی پهلوم نیزه جا کردن با پیکر من چهها کردن عمو جانم، ای عمو جانم ***** چه بیرحمن پیرمرداشون پر از سنگه توی دستاشون خودم با این سینه حس کردم داره نعل تازه اسباشون تنم پر از تیره عمو، هی نفسم میره عمو خون سر و صورت من چشمامو میگیره عمو تن منو از زمین بردار، شده این سرنیزهها مسمار داره میده جسممو آزار عمو جانم، ای عمو جانم ***** روی خاک گرم این صحرا تا افتادم شد تو دل غوغا چشام شد بارونی با یاد غم و درد مادرم زهرا بابام میگفت تو کوچهها بدجور زدن مادرمو میگفت با سیلی و لگد آتیش زدن پیکرمو میگفت مادر پشت در جون داد زمین خورد و خون جگر جون داد توی آتیش یک پسر جون داد عمو جانم، ای عمو جانم