تو را زد حرمله یک خیمه پاشید
سجاد محمدیپسندیدن15
بازدید3.1K
تو را زد حرمله یک خیمه پاشید تو را زد بعد از آن هم آب نوشید فقط بر پوستی بند است این سر گلویت را سه شعبه بد تراشید لالا لا گلم لالالا شمع یک سالگیتو روی قبرت میزارم اگه زنده بمونم اگه مادر نمیرم برا جشن تولد عمو برا جشنت آب میاره پسرعموتم گلاب میاره اما همش خواب و خیاله بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی اصلا خیال کن علی اصغر نداشتی بس کنان رباب حرمله بیدار میشود سهمت دوباره خنده انظار میشود