عمو افتاده بین قتلگاه
حاج اسلام میرزاییپسندیدن14
بازدید3.4K
عمو افتاده بین قتلگاه شده بین این صحرا بی پناه نداره یاری مونده بی سپاه، (عمو جانم) ۴ همه دارن با نیت میزنن یه لشکر توی فکر کشتنن نمونده جای سالم روی بدن، (عمو جانم) ۴ بالا و پایین میره نیزه روتنش افتاده زیر دست و پاها بدنش عمه ببین با هرچی میشد زدنش آه، ببین افتاده عمو یه گوشه رو زمین آه، ببین خورده بی هوا زمین ز روی زین عمو حسین، عمو حسین... نفسهاشو با نیزه میبُرن به قصد قربت دارن میزنن تنش رو روی خاکها میکشن، (عمو جانم) ۴ چقدر جنجاله دورو برش شده نیزه بارون دور و برش تو دستای شمر افتاده سرش، (عمو جانم) ۴ عمه ببین که طاقتم به لب رسید عمو تو قتلگاه به خاک و خون کشید رشتهی صبرم به خدا دیگه برید، دیگه برید آه نزن، جای سالمی نداره این بدن آه نزن، داره خون میریزه از لب و دهن عمو حسین عمو حسین... عمو شد زیر تیر و دشنه پیر نگاه کن عمه داره میشه دیر توی جنجال لشکر کرده گیر، (عمو جانم) ۴ باید توی این راه پرپر بشم تو این مقتل مثل اکبر بشم توی آغوشش بی سر بشم، ( عمو جانم) ۴ توی رگامه خون بابا حسنم برا عمو دلو به دریا میزنم ترسی ندارم که بره سر ز تنم آه عمو، اومدم بشم سپر برات عمو آه عمو، نفسهای آخرم فدات عمو عمو حسین، عمو حسین...