عمّه ببین که تو گودال، یکی روی خاک اُفتاده
حسن عطاییپسندیدن3
بازدید1.8K
(عمّه ببین که تو گودال، یکی روی خاک اُفتاده گمون کنم بِینِ دشمن، عمو حسینم جون داده) ۲ حالا، آرزومه فدا شَم، مگر که مُرده باشم عموم غریب بمونه ذکرِ، لَبام تو این دَقایق، وللهِ لااُفارِق بااَشکی که رَوونه بازم، اَسیرِ درد و داغِ بیحَدَم من صدام، در نمیاد از بَس که داد زدم من عمو، یکم دَووم بیار که اومدم من عمو، عمو، عمو (عمو حسین، عمو حسین) ۴ رسیدم و دیدم بَر باد، شده توی مَقتَل جَنجال یه لشکر اُفتاد به جونِ، یه مردِ تنها تو گودال توی، قلبی که دَر خُروشه، خونِ حسن میجوشه آی دشمنِ گرفتار مَردِ، شمشیر زدن هستم، اِبنُالحسن هستم (فرزندِ شیرِ پِیکار) ۲ با این، که نوجَوونی کوچک و نَحیفم ولی، چه کسی گفته که خیلی ضعیفم اگه، پاش بِرسه همتونو حَریفم آره، آره، آره (عمو حسین، عمو حسین) ۴ میونِ گودال از عَطرِ، خوشِ مدینه سَرمَستم شَبیهِ دستای سَقا، جُدا شده از تَن دستم بابام، با حضرتِ زهرا، کنارِ تو مولا بالا سَرَم نِشَستن زخمِ، چشمِ دَریدهام رو، دستِ بُریدهام رو (باحالِ خسته بَستم) ۲ منم، آخر دیگه به آرزوم رسیدم شدم، دُرُست مثلِ برادرِ شهیدم شده، قطعه به قطعه پِیکرِ شهیدم عمو، عمو، عمو (عمو حسین، عمو حسین) ۴