عمریست که بی نسیمی نشسته ام به پای تو
محمدحسین پویانفرپسندیدن4
بازدید4.6K
عمریست که بی نسیمی نشسته ام به پای تو آیا شود نصیب من آخر لقای تو در طول عمر نیست شبی با صفا تـر از شب های جمعــه حـــرم با صفــای تـو گه خزانم گه بهارم یا حسین هر چه دارم از تو دارم یا حسین بگو چه كار كنم آب را صدا نزني بگو چه كار كنم تا كه دست و پا نزني بگو چكار كنم من؟ بگو چكار كنم؟ كنار شمر بمانم و يا فرار كنم؟ بگو چكار كنم بيش از اين تكان نخوري بگو چكار مكنم از سنان، سنان نخوري پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول رو در مدينه کرد که يا ايهاالرسول اين کشته فتاده به هامون حسين توست وين صيد دست و پا زده در خون حسين توست ***