عمریست اگر خواندم با گریه ربنا را
سیدرضا نریمانیپسندیدن48
بازدید5.8K
(عمریست گرچه خواندم با گریه ربنا را هم توبه را شکستم، هم حرمت خدا را)۲ با اینکه جاهلانه، مهمانیاش بهم خورد پیش همه نگه داشت، او حرمت گدا را نگذاشت آبرویم، پیش کسی بریزد هر چند که گناهم، بد بود و آشکارا بالا نشسته بودم، کِبرم مرا زمین زد یک بار هم نبردم فرمان کبریا را غفار بود و بخشید، ستار بود و پوشاند جایش چه کار کردی؟بی عفتیِ ما را باید بترسم از آن گنجی که یاغیم کرد از لقمهای که بلعید قارون بی نوا را تا کی خطا و لغزش، تا کی حیا و سازش یک بار هم غضب کن، این که نشد مدارا من سرم گرم گناه است، سرم داد بزن در کوی نیکنامان، ما را گذر ندادند گر تو نمیپسندی، تغییر ده قضا را امشب دلم هوای میخانه کرده ساقی قدری قدح بچرخان، مستان آشنا را دست مرا بکش بر، خاک ضریح حیدر یکبار قسمتم کن، دیدار مرتضی را در وادی السلامش، من حاضرم بمیرم ختم به حیدرش کن، پایان ماجرا را یک بار روضهام را، بی روضه وا نکردم پس باز کن به رویم، آغوش کربلا را رسوا مکن برادر، نزد رئوس الاعشا یا رب بحق زینب، کن دفع این بلا را خواهر که در دهان ارباب، نیزه دیده بر روی نیزه هم دید، قاری دلربا را کوفه شلوغ بود و چادر نداشت زینب با آستین پاره، پوشاند صورتش را پیش همه عیان کرد، این درد نخ نما را