علی خزان شدم زِ غمت ای خزان من
حیدر خمسهپسندیدن2
بازدید100+
علی خزان شدم زِ غمت ای خزانِ من زهرای من حبیبهی من مهربانِ من میبینی از غمت چقدَر میخورم زمین دیگر شدم بدونِ عصا، آسمانِ من مانده هنوز بسترِ تو گوشهی اتاق با لالهاش چهکار کنم، باغبانِ من مانده است چند تارِ مویت بین شانهای چشمم که خورد تیر کشید استخوانِ من زهرا یا زهرا، زهرا یا زهرا...