علی جان ترحم به حال مادر کن
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن4
بازدید1.5K
علی جان ترحم به حال مادر کن بیا و شبی با من و عطش سر کن بنگر پدر چه بیدلش کردی گلایه از دست عطش کردی به روی دستم از چه غش کردی چه سازم علی جان ز سوز بی آبی به آغوشم آیی ولی نمیخوابی مادر تو از دردت آگاهه از تشنگی روی تو چون ماهه سوسو مزن ای شمع شش ماهه خدایا رباب از تو خواهشی دارد بگو آسمان تا به کربلا بارد یا رب دلم رو حسرت و درده آب فرات آسوده میگرده شرمندهی بیشیریام کرده