علی اکبر که بر زمین افتاد
حسین طاهریپسندیدن81
بازدید17.7K
علی اکبر که بر زمین افتاد آسمان آفتاب را گم کرد آنچنان زخم روی زخم آمد که عدو هم حساب را گم کرد خواست تا خیمه پر کشد اما شیر زخمی عقاب را گم کرد پدر آمد به یاریاش برود من بمیرم رکاب را گم کرد پسر بوتراب بین تراب نوهی بوتراب را گم کرد جلد قرآن خویش پیدا کرد برگههای کتاب را گم کرد ***** سایهی خواهر من را زن همسایه ندید مانده در دایرهی دیدهی لشکر چه کنم خیز از جا آبرویم را بخر عمه را از بین نامحرم ببر