علی، اوّل؛ علی، آخر؛ علی، ساقی؛ علی، دریا
حاج محمود کریمیپسندیدن18
بازدید47.2K
علی، اوّل؛ علی، آخر؛ علی، ساقی؛ علی، دریا علی، صفدر؛ علی، سرور؛ علی، حیدر؛ علی، مولا نه لوح و نه قلم بود و نه أرض و نه سما بود و خدا بود و علی بود و علی بود و خدا بود کفاف مستی ما را نداد، جام دوساله مرا به آبخوری نجف کنید حواله دلم، قبالهی عشق علیست؛ گشته مقدّر در این حریم، بیفتد قباله پشت قباله کشیده شب به درازا؛ طرب ز می زده بالا ز فرط قهقه، کارم کشیده است به ناله علی بود و قدم بود و علی بود و عدم بود و نه چرخ و نه فلک بود و نه حور و نه ملک بود و نه جبریل امین بود و نه گردون، نه زمین بود و علی سرّ نهان بود و علی پردهنشین بود علیست مطلق بر حق؛ علیست بر حق مطلق صفات ذاتی منشق از او برآمده هو هو به روز واقعه، مرحبکش است چشم سیاهش چگونه هیبت شیری رسیده است به آهو غلام حلقهبهگوش علی است، امر مقدّر سلام أرض و سما بر کنندهی در خیبر علی، روح ولایت بود؛ علی، نور هدایت بود علی، بحر عنایت بود؛ علی، اصل عبادت بود علی، مقصد؛ علی، منجی؛ علی، رهبر؛ علی، طوفان علی، روح و روان بود و علی، نور و ضیاء بود علی، باطن؛ علی، ظاهر؛ علی، حیدر؛ علی، حیدر قسم به نفس رسول و خدای عالی اعلا که خاک زیر قدمهای اوست، عرش معلّا خدا به هیبت او میشود فقط متظاهر علی به هیبت حق میشود فقط متجلّا نماز در بر او بارها قیام نموده به خاک پای علی، سجده کردهاست مصلّا علی، بدر زمانها بود؛ علی، صدر مکانها بود علی، هردم دمادم بود؛ علی، شاه جهانها بود علی، یوسف؛ علی، طاها؛ علی، قدر و علی بدر و علی، یاسین؛ علی، فرقان؛ علی، مؤمن؛ علی، کوثر رفیق روز مبادای ماست، نام شریفش دعا بدون «به حقِّ علی» نرفته به بالا علی ز هیمنهی خویشتن، نیامده پایین بگو به خصم که بیهوده میکنند تقلّا همه ولای علی بود، بحث بعثت خاتم علیست هادی عیسی؛ علیست رازق آدم علی، نیّت؛ علی، لبّیک؛ علی، کعبه؛ علی، میقات علی، سجده؛ علی، مروه؛ علی، زمزم؛ علی، مسعا