عقل از سَرِ من پَریده و، دیوونگی جا گرفته
حسین طاهریپسندیدن98
بازدید120K
عقل از سَرِ من پَریده و، دیوونگی جا گرفته حرف اگه داری با خدا بزن، عَقلَمو خدا گرفته دیوونهی حسینم و ویرونهی حسینم خراب و مَستِ گوشهی مِیخونهی حسینم منم یه روز عاقل بودم، عشق تو مجنونم کرد از شهر عقل و عاقلا، یکباره بیرونم کرد