عشقم فزون کن
سید جواد ذاکرپسندیدن1
بازدید84
عشقم فزون کن عقلم جنون کن دل را سراپا یک قطره خون کن (مولا علی جان) دلدار من تو غمخوار من تو این نیم عقلم از سر برون کن هستی توانا بر هرچه خواهی رنج برون را درد درون کن (مولا علی جان) دادم به عشقت از جان و دل دل خواهی بسوزان خواهیش خون کن ایمان من تو درمان من تو یک فن عشقم نم نم فنون کن آن کاشنا شد دردش بیفزا بیگانگان را لا یفقهون کن این عاقلان را در عقل کامل وین عاشقان را لا بعقلون کن ای من اسیرت کن هرچه خواهی من چون بگویم با تو که چون کن ***** گفتم وصالت گفتا رخ دوست تا وقتش آید اکنون تو میکوش گفتم نگاهی گفتا که زود است چندی به حسرت خون جگر نوش ****** ای خواب بر آن دیده که نمیخفت بیا لبخند بر آن غنچه که نشکفت بیا دوباره در کوفه فریاد زدند بمان اما چه کنم فاطمه میگفت بیا گفتم نگاهی گفتا که زود است گفتم که لطفی گفتا تو خامی در دیگ عشقم یک چند میجوش گفتم که زلفت زد راه دینم گفتا چه دینی کم زهد بفروش گفتم که خون شد دل در غمت گفت در یاد ما کن دل را فراموش (مولا علی جان)