عشق ای آتش حیرانی ما
روح الله بهمنیپسندیدن6
بازدید4.4K
عشق، ای آتش حیرانی ما شانهای کِش به پریشانی ما ما در اندیشهی گیسوی تواییم داشت حق، بی سر و سامانی ما کفر نعمت نبوَد باده بریز تا شود گرم غزلخوانی ما ما نرفتیم و نخواهیم بهشت در نجف، مقصد پایانی ما میزنیم از می انگور ضریح که رسد نعرهی طوفانی ما همهی عشق ظهور زهراست نان ما، نان تنور زهراست آینه آینه پیداست علی جلوه در جلوه هویداست علی هر چه گفتند و نوشتند از او باز هم پشت معماست علی اگر این است که احلاست مرا اگر این است که حلواست علی در سه آیینه خدا را دیدیم در سه آیینه که اعلاست علی هر کجا هست علی فاطمه هست مرتضی فاطمه، زهراست علی عشق با یاد خودش آمده است قبل میلاد خودش آمده است ای شفاخانهی احمد دستت روی دستان محمد، دستت همهی عشق پیمبر این است خم شود تا که ببوسد دستت دست تو روی سر آل الله ای نوازشگر سر در دستت دست تو دست علی بود به رزم هر چه زد تیغ علی زد دستت نور اشراق جلی با زهراست شرف الشمس علی یا زهراست رجز معرکهها فاطمه بود نقش شمشیر خدا فاطمه بود چه خیالی چه ملالی از خصم با علی در همه جا فاطمه بود عبدوَدها به زمین افتادند پشت هر معرکه تا فاطمه بود معنی نقطهی فا مولا بود مصدر نقطهی با فاطمه بود نفسش قوت بازوی علی است فاطمه تیغ دو پهلوی علی است مرد این راه، جگر میخواهد سر ما هست اگر میخواهید آن حرمها و حرامی هیهات عمه جان باز سپر میخواهد همه جا فاتح میدان ماییم شیوهی جنگ هنر میخواهد آی سرباز ولایت امروز این خلیل است تبر میخواهد به نفسهای حسن نصرالله راه ما جان دگر میخواهد نقش سربند همه فاطمه است رمز ما فاطمه یا فاطمه است ای زمین، صبح ظفر نزدیک است تا که زهراست سحر نزدیک است شیعه پروردهی دست زهراست شیعه برخیز خبر نزدیک است آی آی آل معاویه بدان ضربهای تیغ دو سر نزدیک است یک قدم مانده که طاغوت رسیم امر مولا به نظر نزدیک است وقت لبیک سلیمانیهایت فتح با تیر خراسانی ماست