عشق آی ای عشق
حسن عطاییپسندیدن7
بازدید700+
عشق، آی ای عشق حرف از اون خاطراته (آی ای عشق)٣ ابیعبدالله دیدم که میگم سینهزنات دارن جون میدن انگار پای مقتل توی چه حالیه اونیکه اینجاست بار اول ندیده که نمیگم دیدم که میگم سحر جمعه اون ششگوشه غرق عطر سیبه میکنه گریه حتی اونکه تُو دستش صلیبه ندیده که نمیگم (۲) عشق، عشق، عشق اباعبدالله ... عشق، آی ای عشق(۲) حرف از کربوبلاته (آی ای عشق)٣ ابیعبدالله دیدم که میگم همهی زائرات انگاری که یک خونوادهن وا میشه به حرم پای همه، هر چند زیادن ندیده که نمیگم دیدم که میگم زائر تو همهش حس میکنه تو آسمونه زیارت وداعت مثل جون کندن میمونه ندیده که نمیگم (۲) عشق، عشق، عشق اباعبدالله ...