عشاق چون به درگه معشوق
رحماننوازنیپسندیدن2
بازدید200+
عُشّاق چون رو به دَرگهِ معشوق کنند با آب دیدگان تن خود شست و شو کنند قربانِ عاشقی که شهیدان کوی عشق در روز حَشر رتبهی او آرزو کنند عباسِ نامدار که شاهان روزگار از خاک کوی او طلب آبرو کنند بیدست ماند و داد خدا دست خود به او آنان که مُنکرند بگو رو به رو کنند گر دست او، نه دست خدایی است، پس چرا از شاه تا گدا، همه روسوی او کنند درگاهِ او چون قبلهی اربابِ حاجت است بابُ الحوائجش همه جا گفت و گو کنند