عسل آمده میدان، غزل آمده میدان
علی اکبر حائریپسندیدن1
بازدید30
عسل آمده میدان، غزل آمده میدان همه فکر فرارند، اَجَل آمده میدان پدر من حسنه ببین تبارُ توو جمل برو ببین تو اقتدارُ برو تاریخو بخون حسن چه کرده شتر و شترسوارُ من جگرم، صاحب هر هنرم ذوالفقاره کمرم، پسر این پدرم من قمرم، غرّش شیر نرم زهرهتونو ببَرم، پسر این پدرم آسمان در دستم، از شهادت مستم قاسمِ ابنِ الحسنِ ابنِ علیِ ابنِ ابیطالب هستم یل بنی هاشم قاسم ، قاسم جگر آمده میدان، هنر آمده میدان پسر آمده یا که پدر آمده میدان؟ پدر من حسنه، ببین وقارُ ذکر من یا علیه، ببین شعارُ مادرم فاطمه و بابام علیه تو ببین ایل و تبارُ صفشکنم، زره من کفنم مثل کوهه بدنم، قاسمِ ابنِ الحسنم شاه منم، دشمن اَهرمنم من یل تن به تنم، قاسمِ ابنِ الحسنم به عمو دل بستم از زمونه خستم قاسمِ ابنِ الحسنِ ابنِ علیِ ابنِ ابیطالب هستم یل بنی هاشم قاسم ، قاسم