نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عسل آمده میدان غزل آمده میدان همه فکر فرارند اجل آمده میدان پدرم ریشه زده از کفار و تو جمل برو ببین تو اقتدار و برو تاریخ و ببین حسن چه کرده شتر و شتر سوار و با جگرم صاحب هر هنرم تیغ بستم کمرم پسر این پدرم من قمرم غرش شیر نرم زهرهتونو میبرم پسر این پدرم آسمان در دستم عهد خود نشکستم قاسم ابن الحسن ابن علی ابن ابی طالب هستم بر خود که مرید حیدرم مینازم همراه خدا به دلبرم مینازم دیدم که حرامزاده شد دشمن تو بر دامن پاک مادرم مینازم جگر آمده میدان هنر آمده میدان پسر آمده یا که پدر آمده میدان پدر من حسنه ببین وقارو ذکر من یا علیه ببین شعارو مادرم فاطمه و بابام علیه تو ببین ایل و تبارو صف شکنم زره من کفنم مثل کوهه بدنم قاسم ابن الحسنم شاه منم دشمن اهرمنم من یل تن به تنم قاسم ابن الحسنم به عمو دل بستم از زمانه خستهم رجزم قاسم ابن الحسن ابن علی ابن ابی طالب هستم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد