عسل آمده میدان، غزل آمده میدان
ابوذر روحیپسندیدن1
بازدید100+
عسل آمده میدان، غزل آمده میدان همه فکر فرارند، اَجَل آمده میدان پدر من حسنه که اعتبارو توو جمل برو ببین تو اقتدارو برو تاریخو بخون حسن چه کرده شتر و شترسوارو من جگرم، صاحب هر هنرم ذوالفقاره کمرم، پسر این پدرم من قمرم، غرّش شیر نرم زهرهتونو ببَرم، پسر این پدرم آسمان در دستم، از شهادت مستم، رجزم: قاسمِ ابنِ الحسنِ ابنِ علیِ ابنِ ابیطالب هستم (اِنّی اَنَا القاسم مِن نسل علی)... **** جگر آمده میدان، هنر آمده میدان پسر آمده یا که پدر آمده میدان؟ پدر من حسنه، ببین وقارو ذکر من یا علیه، ببین شعارو مادرم فاطمه و بابام علیه تو ببین ایل و تبارو صفشکنم، زره من کفنم مثل کوهه بدنم، قاسمِ ابنِ الحسنم شاه منم، دشمن اَهرمنم من یل تن به تنم، قاسمِ ابنِ الحسنم به عموم دل بستم از زمونه خستهم رجزم: قاسمِ ابنِ الحسنِ ابنِ علیِ ابنِ ابیطالب هستم (اِنّی اَنَا القاسم مِن نسل علی)... **** چون علی شیر خدا، من یل بتشکنم قاسمِ ابنِ الحسنم، قاسمِ ابنِ الحسنم پسر شاه کرم، شاه شیرینسخنم قاسمِ ابنِ الحسنم، قاسمِ ابنِ الحسنم تن به تن میجنگم، یاد حسن میجنگم من فدای حق و با اَهرمن میجنگم رجز میخونم، صدا بپیچه توو عالمین شده اَحلیٰ مِن عسل، دَمِ سرباز حسین (اِنّی اَنَا القاسم مِن نسل علی)...