خانومی که بار سفر رو بسته
محمدحسین حدادیانپسندیدن14
بازدید400+
خانومی که بار سفر رو بسته غصه به قلب زندگیش نشسته یه کنج خونه پسرش دلِ شب روضه گرفته با دل شکسته خدایا مادرم خوب میشه مگه نه میمونه برا همیشه مگه نه از پیش ما نمیره مگه نه آخر شفا میگیره مگه نه موهاش سفید و قدش کمونه خیلی برای این حرفا جوونه من حاضرم الآن جونِ منو بگیری اما به جاش مادر زنده بمونه مادرم وای وای وای...