عجب صدای مرا ضبط خواهد کرد
امین قدیمپسندیدن100+
بازدید6.1K
عجب صدای مرا ضبط خواهد کرد کمی نگاه به این اشک و گریهزاری کن سلاحِ آدمِ بیدست و پا فقط گریه است فقط تو رحم به من و به این نداری کن ندار آمدهام من که ورشکسته شدم قسم به اسم تو از روزگار خسته شدم زبان مشترکم با تو گریه کردن بود زبان مشترک عاشقانِ عالَم بود کلاف زندگیام از دست من رها گشته شبیه موی تو بر نیزه دَرهم گشته کسی بهجز تو مرا اینقدَر بلد نشده همین که اسمتو بردم رجب مُحرّم شد دوباره روضهی گودال راه من را بست تو نیزه میخوری و قدّ خواهری خم بلند شو پسرِ فاطمه از این شنزار بلند شود نرود خواهرت سر بازار شبیه کربوبلا نیست سامرا اصلا نخورده حضرت هادی ما عصا اصلا اگرچه زهر به او دادند نامردان نمانده است ولی زیر دست و پا اصلا اگرچه کشته شده نیزهای نخورده به او نبوده قتلگهش مثل کربلا اصلا اگرچه رفته به بزم شراب، تنها رفت نداشت روضهاش انقدر ماجرا اصلا نرفته است به بازار خواهرِ هادی ندیده است رنگ کوچه را کسی اصلا زیاد گریه کنید آن سفر سیاهی داشت عقیلهی حرم از بس که زابهراهی داشت میان هاشمیان آمد از مدینه ولی به شام رفته و با شمر همسفر بوده غریبِ سامرا! زینب غریبتر بوده چقدر خواهر عباس در گذر بوده غریبِ سامرا! خیلی به عمّهات برخورد که بین کوچه و پس کوچه در نظر بوده **** دیگه قدرت و توونم رفت دیگه خنده از تو خونهم رفت به همسایهها بگید همسرِ جوونم رفت جونم رفت **** شبِ بیابون سرد، کف بیابون خاره به جای دست تو سنگ رقیه سر میذاره