عاشقان بیقرار یکدگرند
سیدرضا نریمانیپسندیدن12
بازدید4.4K
عاشقان بیقرار یکدگرند همه اسفند و نار یکدگرند فرق بین علی و زهرا نیست این دو آینه دار یکدگرند این به آن جلوه داده آن براین هردو سرگرم کار یکدگرند در نجف باش زائر زهرا عارفان در مزار یکدگرند هر که از قبر نهان تو نشانی میخواست گفتمش در دل تو در دل من در دل ماست بسکه پیداست به چشم دِگران ناپیداست نه مدینه همهجا تربت پاک زهراست فاش گویم حرم فاطمه آغوش خداست حال میپرسم آنجا که خدا نیست کجاست در نجف باش زائر زهرا عارفان در مزار یکدگرند چشم یار اَندر شمائل حق این دو عِین عَیار یکدگرند آن به این پشت گرم و این بر آن لاجرم ذوالفقار یکدگرند در گرفته جمال بین جلال این معانی شکار یکدگرند فاطمه ایزد است و ایزد او این دو پروردگارِ یکدگرند در جزا خلق کز سر تشویش شاهدان فرار یکدگرند به همان زلف دل پَریش قسم فاطمیون کنار یکدگرند دَوای درد مرا هیچکس نمیفهمد به جز کسی که شب جمعه کربلا رفته یک خار بین اینهمه گل داد میزند یک بار هم مَرا بطلب بد پسند باش گفتیم یا حسین درِ توبه باز شد اَسباب استجابت برای دعا رسید با اینهمه گناه مرا میخَری حسین اینگونه لطف شاه به داد گدا رسید بنیانگذار روضهی تو شخص فاطمست سینه به سینه آمد و خبرش به ما رسید گریه برای غربت تو فیض اعظم است بر نسل ما به لطف شما این عطا رسید مادر به گریه بر تو مرا شیر دادهاست این فیضِ عشق بازی ما از کجا رسید کام مرا به تُربت تو باز کردهاند از خاک زیر پای تو طَعم شِفا رسید زهرا به نام یکیک ما را صدا زده بر گوش دل زِ کرببلا این صدا رسید بی اختیار یاد تنت گریه میکنم عطر لباس کهنهای از نِینوا رسید **** رسیده ماه رجب بر سرم هوای مدینه نوشتهاند دوباره مرا گدای مدینه گرفتهاست بهانه دلم برای مدینه فدای چهار امام گره گشای مدینه کبوتر دل من تا بقیع گشته مسافر سلام مقصد پنجم سلام حضرت باقر نبُد این دل ما حیدری اگر نبودی نبود روزی ما نوکری اگر تو نبودی نداشتیم به خدا لشکری اگر تو نبودی نداشت جسم تشیع سری اگر تو نبودی بزرگ و کوچک ما زیر دینِ راه نجاتند غلام حیدر و زهرا شدیم با زحماتت تویی همان که پیَمبر رساندهاست سلامت تویی که درک خلائق نمیرسد به مقامت شبیه زینب کبری حماسه داشت کلامت شدست مِنبر روضه حیاط بخش زِ نامت همیشه کرده حدیث تو گرم روضهی مارا نتیجه های تلاش توایم و صادقت آقا امام پنجم عالم امید پنج تنی تو بزرگتر زِ تمام تصورات منی تو فدای عَزم بلندت امام بت شکنی تو خودت بگو بنویسم حسین یا حسنی تو تویی که وارث جمع فضائل حسنینی امام امتی و میوهی دل حسنینی همیشه مثل حسن بود عادت تو کرامت زبانزَدست در عالم همیشه جود و عطایت بزرگواری و دارد فقیر پیش تو حرمت و در مرام شما نیست دین به غیر محبت تو و کرم، تو و بخشش، تو و عطای فراوان همیشه لطف تو آقا شدست شامل مهمان تویی که حاصل عُمرت همه معارف دین است به زیر پرچمت آقا کسی که سایه نشین است به دست او رگ خواب همه زمان و زمین است بقیع بی حَرمت هم بهشت اهل یقین است به رغم خواستهی منکران اصل ولایت حرم نداشتنت هم نکرد کم زِ مقامت تو یادگارشهید غروب حادثههایی تو در تمامی حالات یاد کربُبلایی زِ کودکی تو دلتنگ سیدالشهدایی تو داغدار امام مُرمَل البِدِمائی چهار سالگیت را نمیبری دمی از یاد رقیه بین خرابه جلوی تو جان داد **** سلام آقا که الآن روبروتونم من ایستادم زیارتنامه میخونم