عاشق که باشی وضع من را تازه میفهمی
حاج مهدی سلحشورپسندیدن7
بازدید4.5K
(عاشق که باشی وضع من را تازه میفهمی)۲ اینگونه سرگردان شدن را تازه میفهمی پروانه را از نیمه شب، زیرِ نظر داری وقتی سحر شد سوختن را، تازه میفهمی (وقتی گناهانِ تو را با گریه میبخشند آن لحظه، لطف پنجتن را، تازه میفهمی)۲ زهرا برای روضهها ما را سوا کرده ماه مُحرم حرف من را تازه میفهمی شور حسین از شر معصیت خلاصت کرد پس قدر این سینه زدن را تازه میفهمی محشر لباس مشکیات وقتی شفیعت شد خاصیت این پیراهن را تازه میفهمی در کفن و دفن یک مسلمان خوب دقت کن فرق حصیری با کفن را تازه میفهمی گفتم "مُرَمَّلٌ بالدِّماء"، داد تو در آمد چون بعد از آن وضع بدن را تازه میفهمی آنجا که در تشخیص او زینب به مشکل خورد تاثیر سُمها روی تن را تازه می فهمی یک مُشت نامحرم که وقتی دوره ات کردند (آنگاه حال چند زن را تازه می فهمی)۲ نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت نه سید الشهدا دگر جدال طاقت داشت هوا زجور مخالف چو نیلگون گردید عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد (حسرتی ماند بر دل پدرم)۲ بین کوچه نشد سپر بشود کار نیمه تمام او باید ختم با دست این پسر بشود ایستادیم غرق دلشوره من و عمه به سمت یک گودال چقدر ازدحام شمشیر است ارباب میرود از حال همه رفتند و ماندهام تنها ماندم اینجا اسیر غصه و غم همه مردها شهید شدند همه حتی علیاصغر هم وقت تنگ است زودتر باید نزد بابا روسپید شوم برم در پناه آغوشش، پیش پای عمو شهید شوم آی اهل سقیفه گوش کنید پیر فاتح جمل آمد مثل قاسم به کام من هم مرگ، سهل و شیرینتر از عسل آمد (آمدم تا که جان دهم پیشهاش)۲ ای پناهی که بیپناه شدی چه کسی گفته است تنهایی من نمردهام که بیسپاه شدی عموجان به تلافی کوچه آمدهام که برایت عمو سپر بشوم تا نبینم به خاک افتادهای نکند باز بیپدر بشوم دستم افتاد آه افتادم یاد دست شکستهی زهرا افتادم من کنار توام ولی آن روز مادرت بود بیکس و تنها (بارش تنگ بر سرت ای وای خواهری در برابرت ای وای)۲ (ضجه و آه مادر ای وای)۲ خنجر کند وحنجرت ای وای سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب