عاشقِ حسین گوهر دربیاورد
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید400+
عاشقِ حسین گوهر دربیاورد طوبی شدی که عشق ثمر دربیاورد یا آسمان که شمس و قمر دربیاورد از راز چشمهای تو سر دربیاورد امشب زِ خندههای تو پَر دربیاورد سر تا به پا حسن شده، پا تا به سر حسین از هر طرف پیمبری، از هر نظر حسین با برگ و بار و روی تو شد بارور حسین شیرینتر از عسل شدهای تا مگر حسین با بوسه از لبِ تو شِکر دربیاورد فطرس دویده تا به سلامِ شما رسد شاید به فیض حظِّ کلام شما رسد جایی نداشت تا سر بامِ شما رسد خواهد اگر به پای غلام شما رسد باید که چند بالِ دگر دربیاورد محرابِ اَبروان تو شد قتلگاهِ ما شد مُشتبه ز قبله، به مِیخانه راهِ ما ای بهتر از هزار یقین، اشتباهِ ما در دست چشمِ توست، تمام صلاحِ ما تا جانِ ما به نیل نظر دربیاورد پیغمبرانه خَلقاً و خُلقاً فقط تویی اعجازِ بیتهای مُتَنتَن فقط تویی طوفانِ تندبادِ تَهَمتن فقط تویی کابوس سختِ زَهرهی دشمن فقط تویی تیغت کجاست تا که جگر دربیاورد؟ تفریح میکنی به همین تار و مارها بگذار تا کمی بنشیند غبارها تا بنگرم که پُر شده خاک از مزارها پیچیده از نالهیشان الفرارها حیدر رسیده است پدر دربیاورد ای در سُرادقاتِ الهی محافلت سجّادهی حسین، شکوهِ نوافلت ای جلوهی جمالیاش اخلاقِ کاملت ای جذبهی جلالِ خدا در حمایلت اما نگاهِ توست که زر دربیاورد از پشت در ببین، که گدا سر به شانه است از پشت در ببین، که بهانه اِعاله است از پشت در ببین، که گدایی بهانه است آخه در غیبتِ پدر، پسر آقای خانه است ارباب، دستِ معجزهگر دربیاورد عرشی شدیم با نفسِ جاودانهات با بوی سیبِ زمزمههای شبانهات از اشکهای نیمهشبِ عاشقانهات تو در دعا و دامن تو بین خانهات صد شکوفه وقت سحر دربیاورد ما را که کشته کربوبلایت هنوز هم ما را به خون نشانده صدایت هنوز هم پایین پا فقط شده جایت هنوز هم اربابزادهای و گدایت هنوز هم سر را گرفته است که بر در بیاورد