عاشق اگر به غیر دو چشمان تر نداشت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید100+
عاشق اگر به غیرِ دو چشمان تر نداشت از دلبرِ نیامدهی خود خبر نداشت جانش به لب رسید و دلش سوخت دائما دردی از انتظارِ جهان بیشتر نداشت (ای ماهِ پشت ابرِ گناهانِ ما بیا)۲ این شامِ انتظارِ تو آیا سحر نداشت؟ (آقا ببخش منتظرت با دعای خویش سنگی ز پیش پای ظهورِ تو برنداشت)۲ این دیدهای که مانده به راهِ تو سالهاست (یک لحظه اذن دیدنِ رویت مگر نداشت)۲ آقا، بیا و روضه جدت بخوان، که او (عریان به روی خاک رها بود و سر نداشت)۲