صلو عَلیکَ ملیک السما، ای کشتهی حسادت دنیا
مهدی رسولیپسندیدن100+
بازدید24.7K
صلو عَلیکَ ملیک السما، ای کشتهی حسادت دنیا یا ابا عبدالله مظلوم بودی و از آب فرات محروم بودی و تشنه بودی و نه، نه اونو نبر، اونو مادرم براش دوخته بوده نه، نه اونو نبر، میدونم چقد براش سوخته بوده حسین، جون من اینجوری دست و پا نزن حسین، از گلو مادرتو صدا نزن تو شیب گودال سرازیر شد، حسین پیر شد انگار اومد بر، قلب من فرود خنجری که سرت رو از تنت ربود اونی که سر از تنت برید فکری به حال دل زینب نکرده بود رگاتومیبوسم، گلوتو میبوسم تو رو خدا دست و پا نزن من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم پیروهنی رو که فاطمه بافته پهلو تا پهلوشو، نیزه شکافته مُقرم واسهی تو روضه گفته مقتل خوندم و چند روزه مریضم سر پیراهنت، به هم میریزم بردن تا حقیرت کنن عزیزم