طعنهی خلق مرا سخت اذیت کرده
مهدی رسولیپسندیدن60
بازدید9K
طعنهی خَلق مرا سخت اذیت کرده بارها آینه از سنگ شکایت کرده به گدایی که در این کوچه محبّت نچشید چه کسی غیر تو اینقدر محبّت کرده بهترین کیفیتِ سجدهی ما سوختن است هر کسی سوخت بگو خوب عبادت کرده حکم دادند در این شهر به دیوانگیام شهرِ بیعشق مرا زود قضاوت کرده رمضان آمده و سفرهی رحمت پهن است بشتابید همه، فاطمه دعوت کرده علی واسطه شد بار گناهانم ریخت پدر خاک زِ فرزند حمایت کرده چشم این عبدِ گنهکار به دستان رضاست آن رئوفی که زِ یک صید ضمانت کرده السلامُ علیک دلتنگم ای بمیرم که مایهی ننگم نام تو نان شب ماست اباعبدالله نان ما از قِبَل نام تو برکت کرده روز محشر نبَری نام مرا از یادت مادرت گفته مرا نیز شفاعت کرده پدرم آب نخورده است مگر که پس از آن به لب تشنهی تو عرض ارادت کرده با خداوند مناجات تو را قطع نمود ضربهی شمر به لبهات اصابت کرده تَه گودال نگاهت به حرم دوخته بود پیش چشم تو کسی قصد جسارت کرده بود