طایر گلزار وحی!
حاج محمود کریمیپسندیدن4
بازدید300+
طایر گلزار وحی! كجاست بال و پرت؟ كه با سرت سر زدی به نازنین دخترت ز تندباد خزان شكفته تر می شوی می شنوم هم چنان بوی گل از حنجرت به گوشه ی دامنم اگر چه خاكی بُوَد اذن بده تا غبار بگیرم از منظرت تو كعبه من زائرت، خرابه ام حائرت حیف كه نتوان كنم طواف دور سرت ببین اسیرم، پدر! زعمر سیرم، پدر! مرا به همره ببر به عصمت مادرت فتح قیامت منم، سفیر شامت منم تویی حسین شهید، منم پیام آورت منم كه باید كنم گریه برای پدر تو از چه گشته روان، اشك زچشم تَرَت خرابه شأن تو نیست، نگویم اینجا بمان بیا مرا هم ببر مثل علی اصغرت پیكر رنجور من گرفته بود التیام اگر بغل می گرفت مرا علی اكبرت این همه زخمت كه هست بر سر و روی و جبین نیزه و شمشیر و تیر چه كرده با پیكرت