نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

صورتم رو به کربلا میکنم از ته دل تو رو صدا میکنم نمازم رو به گنبد و حرم پیکر بی سر اقتدا میکنم پناه آوردم، یه نامهی سیاه آوردم چیزی توو دست و بال من نیست فقط برات گناه آوردم تنها دیگه روم نمیشه، نمیدونم با کی بیام توو حرمت؟ خاکی شدی توو قتلگاه دلم میخواد خاکی بیام توو حرمت با یه امیدی اومدم که حاجتم رو بگیرم تا که نگی بخشیدمت از اینجا بیرون نمیرم چشام و بستم، دوباره با دل شکستم الان توو باب قبله هستم، رو پلهی حرم نشستم تنهایی روضه میخوونم، یه گوشه با اشک چشام توو حرمت تشنه بودی توو قتلگاه، دلم میخواد تشنه بیام توو حرمت برا لبای خشک تو آه میکشم تا بمیرم تا که نگی بخشیدمت از اینجا بیرون نمیرم پنهون ماه نیمه شب من، توو تاریکی این شب ابری نوکر میخوونه موقع مرگش، اربابم کیل ظلمت قبري لحد و میذارن، پیرهنی رو که باهاش سینه زد و میذارن لحد و میذارن، رو کفن پرچم زینب مدد و میذارن إسمع إفهم میگن براش از شبای روضهی محرّم میگن ***** خدایی نامرده، اونی که با نیزه آقا راه گلوت رو سد کرده یا اونی که پیش زینب جسم تو رو لگد کرده خدایی نامرده یکی عصا میزد یکی به روی صورت آقا با کف پا میزد ***** زجر به سرم لطمه لطمه لطمه شمر میزد با ته چکمه چکمه چکمه جلوی زجر و بگیر مُردم مردم مردم گرسنه مشت و لگد خوردم خوردم خوردم ***** إرباً اربا یعنی پاییزت کنن کشتهی شمشیرای تیزت کنن تازه بعد از این که مُصلح کردنت سر فرصت بشینن ریزت کنن ریز ریزی ولی عزیزی تو چه کنم از عبا نریزی تو؟ ***** حس پدرانه کمتر از مادر نیست جسم پسرم هست ولیکن سر نیست با تیر زدی قبول امّا نامرد این تیر سه شعبه مال این حنجر نیست لالا خواب میدیدم پر درآوردی دندون شیری درآوردی توو بغلم بودی و حالا رو نیزهها سر درآوردی لالا لالا، جواب مادر و بده چقدر با گریه داد زدم، تو رو خدا سر و بده ***** دامن کشان رفتی دلم زیر و رو شد، دلم زیر و رو شد پاشو برگرد خیمه ای کس و کارم من و تنها نگذار ای علمدارم چشمت و دور ببینن، میزنن دخترا رو چشمت و دور ببینن، میبرن معجرا رو اباالفضل، اباالفضل ***** محکّم میزدن یکی دوتا نبودن چند نفر با هم میزدن وا وضعَتا چقدر لگد میزنه این بیحیا ای میخ در لااقل تو قدری کوتاه بیا اگه زهرا عجّل وفاتی رو نمیخوندی اگه یه چند روز دیگه میموندی نوزده سالت میشد عزیزم ***** خسته نباشید مزدتونه که اربعین کربلا باشید ***** قرار نبود که بین ما بیوفته فاصله یه ذرّه تربتت برام شفای عاجله حال و روزم اینه نوکرت شب و روز توو فکر اربعینه ***** من از بس غصه دارم که میشه صد تا کتابش کرد کدومش رو بگم آخه؟ نمیشه انتخابش کرد رو خاک داغ صحرا با سر انگشت پر از زخمم نوشتم اسمت و امّا سنان با پا خرابش کرد سنان مست، مشعل به دست داره میره خیمهها ***** أَ ما فیکُم مُسلِم؟ یه نفر نیست بهش آب بده؟
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد