صدها گره کور به کارم زده هجران
حسین محمدی فامپسندیدن3
بازدید800+
صدها گره کور به کارم زده هجران ای وصل کجایی که کنارم زده هجران محتاج کسیام که به این در زده باشد شاید سحری یار به او سر زده باشد با فقر گدا کار ندارند کریمان از روسیاهان عار ندارند کریمان ای خیمهنشین آمدم از دل صحرا با بار گناهم چه کنم یوسف زهرا من را طرف روضه و این خانه کشاندی از برکت زهرا سر این سفره نشاندی این قلب مقرب شده قربت نچشیده حلوا به کسی ده که محبت نچشیده نامعتبرم جز تو خریدار ندارم تا فاطمه دارم به کسی کار ندارم زهرا یل خیبرشکن خانه مولاست پس حبل متین رشتهای از چادر زهراست آن روز که در کوچه کنارش جدلی بود حرزی که به بازوی خودش بست علی بود تسبیح خدا بود فقط ذکر شریفش زن بود و چهل مرد نبودند حریفش هرچند که حوریه افلاکنشین بود افتاد زمین، آخه حرف علی روی زمین بود حالا علی است و غم نیلوفر خونی مانده چه کند دور و بر بستر خونی فرمود که یاسم وسط باغچه پژمرد این میخ در خانه به تابوت علی خورد کوچه ما چرا پر از آتش و دود شد دیدی پیامبر همونی که گفته بود شد من بمیرم برا چی صورتت کبود شد خانوم خونهم چند شبه که بدجور دل حیدر گرفته چند روزیه کوچه رو خاکستر گرفته به پهلوهات بدجوری میخ در گرفته یار جوونم هیچکی پشت در رفیقت نشد دیوار و در هم با تو دشمنه کاش هیچوقت نبود بازوهات کبود الهی قنفذ دستت بشکنه چی بهت گذشت که غصه از چشات میباره داری میری، بعد تو کی رو زخمم مرهم بذاره نیمهشبا حسن همش یه گوشه داره روضه میخونه قربونت برم، روز و شبت فکر در و همسایه بودی اما خودت قرآن آیه آیه بودی چیزی ازت نموند، فقط یه سایه بودی یادتِ شب اولی که اومدی توی خونه من اشک شوقت بود که میریخت روی شونه من حالا پاشو نگاه کن، دارم اشک میریزم تنهام، عزیزم چی اومد سر محسن؟ تو آغوش تو میسوخت دنیام، عزیزم یا زهرا