صبر کن ای برادرم، آرام
حاج حسن خلجپسندیدن1
بازدید1.5K
صبر کن ای برادرم، آرام غصهام بوسهای ز حنجرِ توست آه زینب، خدا نگهدارت غمِ من، خاکِ روی معجرِ توست *** ای برادر مگو که این لشکر کهنه پیراهنِ تو را بِبَرند نه فقط کهنه پیروهن خواهر چند چادر هم از شما بِبَرند *** کُشتیام ای حسین، میبینی رفتنت بُرده است جانِ حرم خواهرم، دست بر دلم نگذار جانِ تو، جانِ دخترانِ حرم *** ای برادر خدا کند، جایت به سرِ نی، سرِ مرا بِبَرند خواهرم، صبر کن که بعدِ سرم زود، انگشتر مرا بِبَرند *** همه چشم، انتظار آمدنت دشنه و تیغ و تیر و سر نیزه آه زینب، قرارمان باشد تو در آتش، حسین بر نیزه ***