صبر جمیل زینب صبری است بی نهایت
حاج محمود کریمیپسندیدن3
بازدید1.3K
صبر جمیل زینب صبری است بی نهایت گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت راس پدر رقیه بر کف گرفت و گفتا با یارِ دلنوازم شکریست با شکایت در این خرابه ی شوم، دادند منزلِ ما گویا ولی شناسان، رفتند از این ولایت شهری است پر تلاطم، شب تیر خصم قدار از گوشه ای برون آی، ای کوکبِ هدایت همراه ما اسیران، جانا اگر بیایی سرها بریده بینی، بی جرم و بی جنایت در راه کوفه و شام، با ما چه ظلمها شد زنهار از این بیابان، این راه بی نهایت با یارِ دلنوازم شکریست با شکایت در این خرابه ی شوم دادند منزل ما در زلف چون کمندش، ای دل مپیچ کانجا سرها بریده بینی، بی جرم وبی جنایت