صبحِ چشمان تو از خواب درآورد مرا
سایر ذاکرینپسندیدن1
بازدید1.2K
صبحِ چشمان تو از خواب درآورد مرا خاک پای تو زر ناب درآورد مرا ساحل امن نگاه تو از امواج بلا عاقبت گریه کن از آب درآورد مرا *** آسمان پیش قدمهای تو از جا پا شد گریه تا کرد زمین از غم تو دریا شد هرکسی از قبلت نان و نوایی دارد هرکه شد نوکر دربار شما آقا شد *** اشک میریزم و در حین دعا میخواهم از خداوند حسین عشق تو را میخواهم بی شک این هاتف من دست تو را میبوسد اشک میریزم اگر کرببلا میخواهم *** نوبت نوکری و تکیه علم کردن ماست حال هنگامه مشک و علم آوردن ماست این حسینی که رئیس شهدایش باشد دین سینه زدنش تا به ابد گردن ماست *** میکشم منّت سنگینی غم بر شانه آمدم حیّ علی خیرِ علم بر شانه پنجۀ شمر به زلفیست که آن را زده است بارها ام ابیهایِ پیمبر شانه