شیرین ترین روزای زندگیمو
محسن عرب خالقیپسندیدن7
بازدید3.8K
شیرین ترین روزای زندگیمو خنده ی از ته دل قدیمو، ازم گرفتن اگه می خوای دلیل گریه هامو جلو چشام مادر بچه هامو، ازم گرفتن یادم نمیره تو کوچه، چهل نفر بودن تو روز روشن بود، خونم و سوزوندن زهرا که رو زمین افتاد بچه با مادرش جون داد ای داد...3 کسی نبود اشک منو ببینه تنها رفیقمو تو این مدینه، ازم گرفتن جلوی زهرا منو میکشوندن جان منو برا زنده بودن،ازم گرفتن (یادم نمیره بازوشو،کبودیِ روشو دستی که زخمی کرد، گوشهی ابروشو)2 ای داد...