
شکسته قامتی ای یار جوان علی چه بی فروغ شدی ماه آسمان علی مرا به خاک نشاند قد هلالی تو گرفته سوسوی چشمان تو توان علی بیا و این دم آخر برای دل خوشیام بخند تا که بمیرم، بخند جان علی اگرچه بین خسوفی هنوز جان منی ****** خوب شد محسن من کشته شد آنجا ورنه من به این سینه چهسان شیر به او میدادم