شکسته باد دهانی
سید امیر حسینیپسندیدن19
بازدید5.6K
بریده باد زبانی شکسته باد دهانی که بیوضو ببرد نامی از عمو (از خیمه دوان دوان این شیر علی نشان) ۲ همچون تیری از کمان میآید که جان کُند فدای جانان بِنَیٍ عَرَبیٍ وَ رسولٍ مَدَنی حسنیام، حسنیام، حسنیام، حسنی بشناسید مرا نیست همچو من صفشکنی (حسنیام، حسنیام، حسنیام، حسنی) ۳ شکسته باد سبویی بریده باد گلویی که در خطر شود بر عمو سپر (بر تن کردهام کفن باشم زادهی حسن) ۲ مرد جنگ تن به تن تنها یاور عمو منم، منم، من (بِنَیٍ عَرَبیٍ وَ رسولٍ مَدَنی حسنیام، حسنیام، حسنیام، حسنی) ۲ من نخواهم به ره عشق سر و دست و تنی حسنیام، حسنیام، حسنیام، حسنی خجسته باد دیاری، مبارک است قراری که آخرش برسد دل به دلبرش (گر دستم شود جدا چون سقای کربلا) ۲ شادم در رهت شَها میمیرم برای تو عزیز زهرا (بِنَیٍ عَرَبیٍ وَ رسولٍ مَدَنی حسنی ام، حسنی ام، حسنی ام، حسنی) ۲