شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید78
شنیدمت که نظر میکنی به حال ضعیفان تبم گرفت و دلم خوش به انتظار عیادت هوسم بود که آید به سرم اُمِّبنین مادرت فاطمه آمد عوض مادر من پدرت از نجف آمد، تو هم از خيمه بيا قدمی رنجه نما، پای بنِه بر سر من درس آزادگی عباس به عالَم آموخت زان که شد مست از آن باده که در ساغر توست حسین، حسین ... جهان باقی و فانی، فدای شاهد و ساقی که سلطانیِ عالَم را طُفِیل عشق میبینم اگر بر جای من خیری گزیند دوست، حاکم اوست حرامم باد اگر من جان بهجای دوست بگزینم