شمع سان می سوزم ای پروانه
حاج محمود کریمیپسندیدن1
بازدید800+
شمع سان میسوزم ای پروانه پای بسترت (گرچه تنها مانده با بیبهره من خاکسترت)۲ (گشتهام آنسان، زمین گیرت که جانم میرود)۲ (زان که میبینم به خون، آغشته جسم پرپرت)۲ (تاشنیدم نالهات را، زانوانم سست شد)۲ آمدم اما نه روی پا، به زانو تا برم گرچه مشتاق نوایت هستم، اما دم مزن کز پی هر نالهات، خون لخته ریزد حنجرت حسین... آرزو دارم به آغوشت کشم، چون جان ولی ترس آن دارم ز هم، پاشیده گردد پیکرت (چشم در خون خفته را، بگشا که تا بینی برت)۲ مادرم آمد به بالینت، به جای مادرت