شمسِ رویت همیشه تابندهست
عباس طهماسب پورپسندیدن15
بازدید3.1K
شمسِ رویت همیشه تابندهست ابرویت ذوالفقارِ بُرّندهست دلت از مِهر و عشق آکندهست نام احمد تو را برازندهست یا محمّد که هر دو زیبندهست مست جامت شدم خدا را شکر صیدِ دامت شدم خدا را شکر بد رامت شدم خدا را شکر من با نامت شدم خدا را شکر هر اسیری به تو پناهندهست خانواده به خانه محتاج است مو پریشان به شانه محتاج است مرغ بر آب و دانه محتاج است نوکرت بیبهانه محتاج است دست لطفت بس که بخشنده است زینتِ دوش تو حسین و حسن عطر تو برده عطر و بوی وطن شاهدِ حرف من اُوِیسِ قرَن بتکان باز هم عبا دلِ من به همین عطر دلنشین بند است خطبهی فصیح تو دریاست خندههای ملیح تو غوغاست سینهی ما، ضریح تو اینجاست رحمتی و شفیع تو زهراست نامتان هم مرا خوشایند است چشم تو کرده بر دلم اثبات من کجا خواندن از شما هیهات پس نوشتم به جای این ابیات بر محمّد و آل او صلوات این دعا ضامنِ فرستندهست راه سخت است راهِ حل داری میل برچیدن هُبَل داری صحبت از ربِّ لَم یزل داری فاطمه را که در بغل داری دشمنِ ابترت سرافکندهست سوره خواندی و از ولی خواندی هر کجا بیمعطّلی خواندی سنگ هم خورد و ولی خوندی آیه آیه علی خواندی شاهدِ حرف من خداوند است بستر تو که جای هر کس نیست منبر تو که جای کرکس نیست پس خلافت برای ناکس نیست لایق مسند شما پس نیست غیر خیبر شکن که رزمندهست حشر حق است، عجَل حق است راه توحید از ازل حق است الحق این حق چون عسل حق است حق علی و علی معَ الحق است حق علی را به قلب ما کنده است میوه داده است اشک و آه علی دو جهان شیعه شد سپاه علی مذهب صادق است راه علی مثل موجی به تیکهگاهِ علی مکتب جعفری خروشندهست