شمر بره کنار سنان نمیگذره
پیام کیانیپسندیدن12
بازدید700+
شمر بره کنار سنان نمیگذره تو قتلگاهِ تو زمان نمیگذره مگه از گودال درت آوردن (که من از گودال در بیام آقا)۲ غروبِ جمعه بعدِ عاشورا دلگیر شد (دنیا دلگیر شد)۲ همین که شمر سر و برید زهرا دلگیر شد (دنیا دلگیر شد)۲ میگن یکی برات یه کاسه آب آورده ای مادر مرده خودت بگو کی پیرهنِ کهنتو در آورده ای نیزه خورده (کج میبریدن)۲ حلقومتو رج به رج میبریدن کوتاه نیومد گفتن باهات راه بیاد راه نیومد حجکم مقبول سعیکم مشکور میزدن با سنگ به سرت از دور رخت احرامت، خاک این صحراست حاجیه زینب رو سرت دعواست **** همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه همونی که ازم، پدرم رو گرفت با یه عده حرامی دور و ورم رو گرفت تو نبودی به زور، معجرم رو گرفت اومدم فرار کنم موی سرم رو گرفت همش من و کشید، شبیه وحشیها همش میگم بابایِ من، زجر و نبخشیها سر تورو برید، شبیه وحشیها همش میگم بابایِ من، شمر و نبخشیها بابا مومو گرفتن زیورآلات و النگومو گرفتن **** (بابا نبودی زجر شکسته پهلومو)۲ توو دستِ دخترش، دیدم النگومو (بسکه سیلی خوردم، اسمم از یادم رفت)