شلوغ بود دل آسمون گرفته بود و بی فروغ بود
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن7
بازدید4.1K
شلوغ بود دل آسمون گرفته بود و بیفروغ بود کاشکی روضههای قتلگاهِ تو دروغ بود شلوغ بود، شلوغ بود غروب بود یک نفس صدای یا مُقَلّبَ القُلوب بود بعد تیر و نیزه تازه وقت سنگ و چوب بود غروب بود غریب بود جای نعلِ تازه روی صورتش عجیب بود زیر چکمههای قاتلی که نانجیب بود