شفای جان و جانانم حسین است
روح الله رحیمیانپسندیدن10
بازدید3.4K
شفای جان و جانانم حسین است طبیب و درد و درمانم حسین است از آن رو انس با قرآن گرفتم که دیدم روح قرآنم حسین است نماز و روزه و حجّ و زکاتم نه بلکه کلّ ایمانم حسین است از آن خندم که در تاریکی قبر... چراغ چشمِ گریانم حسین است قیامت، سایهای از قامت او صِراط و حشر و میزانم حسین است اگر هیچَم، تمام هستیام اوست اگر مورم، سلیمانم حسین است بهشتم کربلا، کوثر فراتم گلم باغم گلستانم، حسین است ز هر زخمش مرا داغیست بر دل شرار قلب سوزانم حسین است ز اشک دیده بر صورت نوشتم که نقش اشک من، «جانم حسین» است «اَلَم اَعْهَد اِلَیکُم» را شنیدم تمام عهد و پیمانم حسین است اگر پُرسند از راه و مرامم بگویم آغاز و پایانم حسین است