لالا لالایی شرمندتم ندارم آب
حاج موسی رضاییپسندیدن3
بازدید1.1K
(لالا لالایی شرمندتم ندارم آب بخاطر دلم بخواب انقدر نده منو عذاب) ۲ (لالا لالایی وای مادرت نداره شیر رو دست من آروم بگیر شده لبات مثل کویر) ۲ با زبونِ بیزبونی داری میگی که تشنته تو دل من خدا میدونه که یه دنیا حسرته خدا کنه بارون بباره که دلم بیطاقته نور دو دیدهی ترم لای لای علی اصغرم... ***** اومده بابا آخ بمیرم چشماش تره تو رو با اینکه مضطره وسط لشکر میبره رفتی و حالا از آسمون دارم گله میبینم از این فاصله چیه تو دست حرمله تیر سه شعبه تو دستاشه و غصهم همینه فقط خدا کنه سفیدی گلوتو نبینه خدایی زوده از الان غمت تو سینهم بشینه نور دو دیدهی ترم لای لای علی اصغرم... ***** (رو دست بابات پرپر نزن کبوترم تنهام گذاشتی اصغرم سخته برام من مادرم) ۲ فدای دردات دیگه از این به بعد رباب هی میره زیر آفتاب به اصغرم ندادند آب از پیش من رفتی حالا میخوای بری رو نیزهها فقط خدا کنه سرت نیفته زیر دست و پا طوری سرت را میزنن به نی میشی انگشتنما نور دو دیدهی ترم لای لای علیِ اصغرم... ***** (تیری که استخوان ابالفضل را شکست آن تیر را به حنجرهی این پسر زدند) (سرت بر روی نیزه تاب میخورد بمیرم نیزه دارت آب میخورد) (همراه برادرت میشی هم قد عمو دندون شیریه یا سر نیزه تو گلو)