شرمندهام ندادم تو رو شیرت
امین قدیمپسندیدن5
بازدید700+
شرمندهام ندادم تو رو شیرت حالا منو میکُشه غم تیرت سر دادی و روی نیزه که رفتی سایه خریدی به مادر پیرت تو کجا! خوردنِ سنگ پیاپی با مصیبت میشه روزای ما طی غم تو حتی تو شام میشه تازه خون گلوی تو میریزه از نِی تشنهی بیسر، میبینی مادر دستمو بین طناب حالا شهیدی، خوب شد ندیدی منو تو بزم شراب یا علیاصغر...