شده دلت بگیره تا به یه جا خیره بشی
مجتبی رمضانیپسندیدن4
بازدید2.7K
(شده دلت بگیره تا که به یه جا خیره بشی تو جانماز به تربت کرب وبلا خیره بشی)۲ چند دقیقه به عکسای گنبد طلا خیره بشی رسوایی یعنی توی نوکرا، منم که بیلیاقتم بازم شبیه هر دفعه، آقا نکرده دعوتم چند ساله که تو نوبتم، اما نمیشه قسمتم تلخه عجب حکایتم، تو حسرت زیارتم رفیق، قسمت ما که نیست بازم، برا ما جا که نیست حرم خوبا رو راه میدن (حرم جای بدا که نیست) ۲ (حسین آقام آقام آقام) (دم غروب شده بخوای با خاطرات گریه کنی؟ یه گوشهای بشینی تو تنهاییات گریه کنی؟ (یا یکی از کرب وبلا بگه برات گریه کنی؟)۲ دلتنگی یعنی یک سکوت سخت، دو بغض تلخ بیصدا یعنی به روت نیاری که، هنوز نرفتی کربلا یعنی نشد تو زائرا، این دفعه هم حساب بشی باید که آبروت بره، پیش همه خراب بشی رفیق همینه روزگار، نشد بریم حتی یه بار اگه طلبیدن تو رو (برام تربتشو بیار)۲ (حسین آقام آقام آقام)