شدم اسیر ظلم بی حد هشام
مهدی رعناییپسندیدن33
بازدید4.2K
شدم اسیر ظلم بیحَدِ هِشام که مرگمو یه عمره از خدا میخوام رسیده لحظههای آخرم ولی یه صحنهای همش میاد جلو چشام غم داره نگاهمو چشامو بستم انگاری بازم تو قتلگاهمو گودال و دم غروب تو گوشمه صدای عمههای بیپناهمو کاشکی شمر حیا کنه رسیده بود فقط برا همینکه شر به پا کنه خنجر که نمیبُره دوازده ضربه زد سَرِ حسینو تا جدا کنه (نفس میزد، جلو چشای من با هرچی بود، با هرچی شد زدن نگم چی گفت، سَنانِ بد دهن)۲ غریبم و امامِ باقرم (خداروشکر دیگه میخوام برم)۲ ... ***** یه خاطرات تلخی تو خیالمه که زندگی برام مثِ جهنمه الآن درست یه عمره کار هر شبم مرور روضههایِ تو محرمه (من میرم به زودیا چیا به ما گذشت توی محلهی یهودیا)۲ ای وای از حسودیا جلو چشامه انگاری هنوز رد کبودیا رو زخمام نمک زدن همون شبی که شعله به پرهای قاصدک زدن دیدم که به قصد کُشت چجوری عمهی سهسالمو کتک زدن (نگم دیگه، چی شد تو شهر شام تو ازدحام، تو مجلس حرام یه بیحیا، میگفت کنیز میخوام)۲ غریبم و امامِ باقرم (خداروشکر دیگه میخوام برم)۲ ... ***** چه شوری این شبا تو قلب نوکراس صدای پای ماه ماتم و عزاست چشِ دلت رو وا کنی میبینی که یه کاروان الآن تو راه کربلاست تو راهه یه قافله تا سرزمین کربلا دیگه نداره فاصله ای وای از دل رباب خدا کنه که روبهرو نشه یه وقت با حرمله دارم باز تب جنون محرما امام رضا همیشه میشه روضهخون عاشورا ایشالا که جلوی تَلِ زینبیه سینهزن قرارمون امام حسین، فدای ماتمت برای من، دعا کن از غمت که دق کنم، همین محرمت حسین من، غریب بیکفن ...