شد آمدنت دیر و ندارم نگرانی
سیدرضا نریمانیپسندیدن7
بازدید200+
شد آمدنت دیر و ندارم نگرانی کارم شده از دوری تو خوش گذرانی دلبستهی دنیا شدم ای دلبر عالم اصلاً نشده از دل من خانه تکانی یک عمر دویدم نرسیدم به عبایت دارم ز تو ای دوست نه نامی، نه نشانی خوردم به زمین بسکه سرم گرم گناه است از غفلت خود بردهام آقا چه زیانی بیچاره شدم از غم تو، گریه نکردم چشمم شده خشک، از اثر چشم چرانی دستم گره خورده به پر شال اباالفضل پس جان اباالفضل مرا سر ندوانی دلتنگ اذان سحر کرببلایم ای کاش به شش گوشه مرا هم برسانی مدیون سلیمانیام و روضهی زهرا شرمندهام از خون شهیدان به بیانی زهرا همه را مثل پسرهاش صدا کرد شد با همهی گریه کنانش خودمانی مادر که زمین خورد علی هم به زمین خورد